Πυθαγόρας ὁ Σάμιος
فرزانهٔ ساموس، پدر اعداد و هماهنگی کیهان
فیثاغورس (۵۶۹–۵۰۰ پیش از میلاد) در جزیرهٔ ساموس، نزدیک کرانههای ایونی، زاده شد. او نخستین اندیشمندی بود که ریاضیات را با فلسفه پیوند داد و نظامی از تفکر عقلانی و عرفانی بنیان نهاد که تا امروز پابرجاست. در جوانی به سفرهای پرماجرا رفت: به مصر رفت و از کاهنان علم آموخت، به بابل سفر کرد و با دانش بابلیان آشنا شد، و به پارس آمد و تخت جمشید در حال ساخت را دید. او در حدود ۵۳۰ پیش از میلاد به جنوب ایتالیا، به شهر کروتون، رفت و مکتب اخوت خود را بنا کرد.
شرایط سیاسی زمانه او را راند: پولیکراتس، حاکم ساموس، اگرچه هنر دوست بود، اما فیثاغورس از او بیزار بود. پس به سوی غرب رهسپار شد. در کروتون، جامعهای اشتراکی بنیان نهاد که در آن زن و مرد با حقوق برابر پذیرفته میشدند و دارایی و دانش اشتراکی بود. اما دیری نپایید که دشمنان دموکراسیخواه به او تاختند. سرانجام در جریان حمله به مکتبش، یا در فرار از میان مزرعه باقالا (که پا نهادن در آن را گناه میدانست) کشته شد. برخی روایت کردهاند که شاگردان فداکار با تن خود پلی ساختند تا او بگریزد، اما او از اندوه مرگ ایشان خودکشی کرد.
فیثاغورس دو جنبهٔ متمایز داشت: یکی به عنوان ریاضیدانی نابغه که «نظریه» را معنای امروزیاش بخشید و نخستین کسی بود که واژهٔ «کیهان» را برای جهان به کار برد. دیگری به عنوان رهبری دینی و عارف که آموزههایش آمیزهای از تناسخ، پاکی، و عددشناسی بود. او برای شاگردانش شخصیتی نیمهاله داشت و میگفت: «انسانها هستند و خدایان، و موجوداتی مانند فیثاغورس.»
فیثاغورس به جاودانگی روح و تناسخ باور داشت. او برای حیوانات حرمت قائل بود و گیاهخواری را ترویج میکرد: «خودتان را به خوراک چرکینی همچون گوشت آلوده نکنید.» پیروانش از خوردن حبوبات نیز پرهیز میکردند، زیرا آن را دارای روح میدانستند.
«عدد حاکم بر شکلها و تصورات است.» فیثاغورس دریافت که نتهای موسیقی با نسبتهای عددی ساده (۲:۱، ۳:۲، ۴:۳) هماهنگ میشوند. او این هماهنگی را به کیهان تعمیم داد و از «موسیقی افلاک» سخن گفت. او اعداد را به شکل هندسی میدید (اعداد مربعی، مثلثی، مکعبی) و جهان را بر پایهٔ نظم ریاضی میدانست.
فیثاغورس نخستین کسی بود که در سدهٔ ششم پیش از میلاد به گردی زمین پیبرد و گفت که زمین دو قطب شمال و جنوب دارد و خورشید و ماه به گرد آن میچرخند. این اندیشه بعدها الهامبخش ارسطو و بطلمیوس شد.
مشهورترین کشف فیثاغورس، رابطهای است که نام او را جاودانه کرده است. او با پژوهش بر مثلث قائمالزاویه دریافت:
در هر مثلث قائمالزاویه، مساحت مربع روی وتر برابر است با مجموع مساحتهای دو مربع روی اضلاع زاویهٔ قائمه.
هر چند این قضیه پیش از او نیز در بابل و هند کمابیش شناخته شده بود، فیثاغورس نخستین کسی بود که آن را به صورت قیاسی اثبات کرد و آن را در دستگاه منظم ریاضی جای داد. کشف اعداد گنگ (مانند √۲) که از این قضیه پدیدار شد، فیثاغورسیان را شگفتزده کرد و آن را رازی الهی دانستند.
فیثاغورسیان فرقهای سری و اشتراکی داشتند و به احکام ویژهای پایبند بودند که هدفشان پالایش روح و نزدیکی به خدایان بود. برخی از این احکام شگفتانگیز چنین است:
این احکام، که امروز عجیب مینمایند، همگی ریشه در باور به پاکی، تناسخ، و هماهنگی کیهانی داشتند. مثلاً نخوردن باقالا شاید به دلیل شباهت آن به اندامهای جنسی یا به دلیل داشتن روح پنداشته میشد. فیثاغورس دین اورفئوسی را اصلاح کرد و آن را به مسیری عقلانی برای رستگاری بدل ساخت.
تأثیر فیثاغورس بر فلسفه و علم غرب بیمانند است. او برای نخستین بار اندیشهٔ جهانی ابدی و نامحسوس را مطرح کرد که تنها با عقل قابل درک است. این اندیشه از افلاطون تا کانت ادامه یافت. پروکلس دربارهٔ او میگوید: «فیثاغورس ریاضیات را به صورت آزاد و ذهنی درآورد و نظریهٔ تناسبها را کشف کرد.»
برتراند راسل میگوید: «من جز فیثاغورس کسی را نمیشناسم که در عالم فکر به این اندازه مؤثر بوده باشد.» آمیزش دین و عقل، که از فیثاغورس سرچشمه گرفت، به الهیات اروپا جنبهٔ تعقلی بخشید.